جمال الدين محمد الخوانساري
98
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
وسبب هلاكت گردد ، ومراد باين كه « گويا كه بتحقيق وارد شدهاند » اينست كه حال خود را در باب آنچه مذكور شد شبيه باين بايد دانست كه جمعى از قافله پيش رفته باشند وبمنزل رسيده باشند وجا گرفته باشند وكسى كه تند رود در عقب ايشان زود بايشان برسد پس در چنين حالي معلوم است كه جمعى را كه خواهند از عقب ايشان بروند در كار نيست كه در تاريكى بروند واز هلاكت وگمراهى أيمن نباشند ، بلكه بايد كه صبر كنند تا صبح روشن شود وبا امنيت خاطر بروند وبرفقا ملحق شوند . وممكن است كه : مراد اين باشد كه : گويا كه كوچ كردهها يعنى كوچ كردهها كه تحقيق حق نكردهاند يعنى مسلمانان كه تابع أئمهء جور شدند وارد شدهاند يعنى بجهنم ، ونزديك است كه هر كه صبر نكند تا روشن شود تاريكى وشتاب كند اين كه لاحق شود بايشان ومانند ايشان هلاك شود . وممكن است كه : معنى « رويدا يسفر الظّلام » اين باشد كه درنگ كن درنگ كردنى در آنچه مىگويم يعنى از براي تأمّل وتدّبر در آن . و « روشن مىگردد تاريكى » يعنى اگر تأمّل كنى در آن روشن مىگردد تاريكى وظاهر مىشود حقيقت آن يا حقيقت حال . و « كان قد وردت الاظعان » بيان آن چيز باشد كه گفته مىشود وتأمّل در آن بايد كرد ومراد اين باشد كه : حال مردم در دنيا شبيه باشد بحال قافلهء كه جمعى از ايشان كوچ كرده باشند وبمنزل رسيده باشند ، وجمعى ديگر كه كوچ نكرده باشند در عقب ايشان كوچ كنند وشتاب كنند تا زود بايشان برسند ، پس مردم دنيا نيز جمعى كوچ كردهاند وگويا بمنزل كه قيامت باشد رسيدهاند وآنان كه كوچ نكردهاند بشتاب مىروند از عقب ايشان وزود مىرسند بايشان ، پس هر گاه تأمّل كنى درين تمثيل روشن مىشود تاريكى وظاهر مىشود حقيقت آن يا حقيقت حال مردم واين كه ايشان را چه بايد كرد واين كه بايد كه مشغول كارى شوند كه بكار ايشان آيد در آنجا ، نه بأمور دنيا كه مشرف بر كوچ از آنند ، واللّه تعالى يعلم .